خانه / روز نوشته / در جریان وبگردی امروز
شهامت
شهامت

در جریان وبگردی امروز

امروز را با همان روال دیروز و دیروزش شروع کردم. پس از تکمیل روتین صبحگاهی سراغ لپ تاپ سفیدم که کمی غبار دست نخورده‌ای که از ابتدای امسال رویش نشسته رفتم. بعد از کمی کنکاش در وبسایت تیم به سراغ وبلاگ هایی رفتم که هرروز آن ها را میخواندم

دو مورد مرتبط با فضای کاری این روز‌هایم را دیدم.
پیش خودم گفتم شاید بد نباشد یه کمَکی بهشان بیش‌تر فکر کنم.

یکی داشتن چند کسب و کار ، سهام و کانال ارتباطی مختلف و موازی است.
گفته شده بود که تخم مرغ ها را در یک سبد نگذارید!
به این معنی که سعی کنید اگر توانایی و نیرویی دارید به صورت صرف تمرکز بر یک کار آن‌را خرج نکند.
به فکر کار خودم افتادم.

بعد از راه‌اندازی دو جریان کوچک و ایده‌های بزرگ پشت‌شان پیش خودم گفتم بهتر نیست روی یک ایده تمرکز کنم؟
بعد جواب این سوال را خودم به خودم دادم که
« خب ابله معلومه که باید تمرکز کنی وگرنه هیچکدوم رو نمیتونی درست پیش ببری!»

ولی دلم نمیامد و احساس می‎کردم که میشه و من می‌تونم.
و حالا الان که هنوز صدای جیک جیک گنجشک ها هم در نیومده فکرم خیلی مشغول شد که ای بابا !
این گزینه ای که من پیش خودم چند روز پیش کاملا رد کردم و احمقانه توصیفش کردم که الان یه متدیه واسه خودش !

خیلی کوتاه و بدون توضیح اضافه؛ درس اول برای خودم:
هر کاری را که شروع می‌کنم یا هر کاری که می‌خواهم انجام بدهم یا هر تصمیمی که می‌خواهم بگیرم سعی می‌کنم روی گزینه‌هایی که روی میزم هست بیش‌تر فکر و تحقیق کنم.

 

و مورد دوم ؛ شهامت اظهار وجود داشتن و انجام کار تازه

روز گذشته هم با واژه شهامت برای شروع انجام کار توسط آقای تریسی مغزم به کار گرفته شد هم با اظهار وجود توسط آقای شاهین!
امروز هم هر دوتا رو باهم یه جای دیگه دیدم !
خیلی جالبه هیچوقت نتونستم سر از کار این خدامون در بیارم! (بی ربط!!!)

درک نمی‌کنم که چرا منِ انسان که انقدر دیده شدن و مورد پسند و اقبال قرار گرفتن برایم مهم است از اولین چیز‌هایش می‌ترسم.
کارهای یکی از دوستان به نام امیر غروبی را در اینستاگرام دنبال می‌کنم و واقعا به شهامتش در انتشار پست ها و آموزش ها غبطه می‌خورم.

به نظرم شهامت داشتن و بی پروا ورود به دنیا‌های ناشناخته گرچه ریسک شکست را افزایش می‌دهد
اما به قول ارنست همینگوی در پیرمرد و دریا ، انسان برای شکست خوردن آفریده نشده است .
ممکن است نابود شود ، اما شکست نمی‌خورد!

حقیقتش خودم اصلا با مفهوم جمله نمی‌تونم کنار بیام ولی خب به هر حال … مهم نیست …
مهم اینه که خودم می‌دونم هر جایی توی زندگی عزیزم شکست خوردم رو بهترو بیشتر به خاطر دارم
چون همون باعث پیشرفتم شده!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *