خانه / روز نوشته / آشغال‌های دوست داشتنی
آشغال‌های دوست داشتنی

آشغال‌های دوست داشتنی

امروز را سخت مشغول “اتاق تکانی” بودم و تمام ابزار و وسایل دوران دبیرستانم را تفکیک و بررسی می‌کردم.
وسایل را جدا کردم. یک سری را به کنکوری‌هایی که درخواست کتاب کرده بودند می‌خواستم بدهم. برخی کتاب‌ها را به کتابخانه‌ها هدیه دهم. ورقه‌های چرک‌نویس را دور ریختم. تعدادی‌هم راه به انباری پیدا کردند.
یک سری را اما در یک پلاستیک گذاشته بودم. تعدادی خرده کاغذ نیمه پاره و دست نوشته‌ی سیاه و بدخط. ماجرا داشتند. فرق می‌کردند با بقیه. جدایشان کرده بودم.

مادرم به اتاق آمد و گفت :« این‌ها آشغاله؟»
گفتم :«آره»
و راهش را گرفت به بیرون از اتاق که پرسیدم :«کجا می‌ری؟»
گفت :« اینا رو بندازم تو سطل آشغال»
گفتم:« چرا؟!»
گفت:« مگه نمی‌گی آشغاله؟»
گفتم :« آره. ولی می‌خوام نگهشون دارم.»
تعجب کرد. لبخندی زد (انگار که فهمیده باشد برای چه آن‌ها را می‌خواهم نگه دارم) و دست خالی، راهش را گرفت به بیرون از اتاق.

امشب فهمیدم بعضی چیز‌ها آشغال هم که بشوند، ارزشمندند.
مهم نیست، بوی گند هم که بردارند، جاگیر باشند و ندانی کجا بگذاری‌شان، یا وقتی خودت، با زبان خودت، بهشان “آشغال” بگویی… باز هم… ارزشمندند.
بعضی خاطرات، تصمیم‌ها، بعضی اسم‌ها یا بعضی روابط و بعضی زخم‌ها… هرگز به پایان نمی‌رسند.
به قول ماریان ویلیامسون فقط از چیزی که وجود دارد، به چیزی که وجود داشته است تبدیل می‌شوند؛ و نقش آن‌ها برای همیشه در روح و جان ما باقی می‌ماند.

امشب،برخلاف شب‌های دیگر و شب‌های دیگرتر، برای خلوت و مرور شبانگاهی‌ آشغال‌هایم را انتخاب می‌کنم.
شاید آن‌ها، بهتر از آنچه می‌اندیشم مرا به خودم بشناسانند…!

5 نظر

  1. Avatar

    عجب متن قشنگی بود
    یه نوع احساس عجیبی رو برام زنده کرد
    واقعا عجیب بود ….

  2. Avatar

    این متن شما رو چندمین باره که میخونم
    واقعا خوبه

  3. Avatar

    چه بسیارند از این دست آشغال‌های بی‌ارزشی که باعث شدند ما ارزشمند شویم…

  4. Avatar

    چه جمله قشنگی بود:(بعضی چیز ها آشغال هم بشوند ارزشمندند)

  5. Avatar

    استاد بابا کتاباتو به ما نمیدادی به کی میخوای بدی حالا؟!😂😂😂
    مثل همیشه لذت بردم 👌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *