خانه / روز نوشته / خوشحالم

خوشحالم

خوشحال کردن خودم یکی از کار‌هایی هست که در انجام دادن آن تخصص دارم.
خوشحالم که به چیز‌های بزرگ و زیادی برای خوب و خوش کردن حالم نیازی ندارم.

موسیقی و سکون.

این روز‌ها جایی برای سکون دارم و گوشم را به موسیقی می‌سپارم.
ساز‌ها و صدای ریکی مارتین، ویسنته آمیگو و بادی‌ریچ همدم این روز‌ها و لحظاتم هستند.

یک پیشنهاد: سبک‌های موسیقی مختلف را برای روحیات و حالات مختلف‌تان پیدا و انتخاب کنید. تجربه‌ی تک تک این روحیات با موسیقی دنیایی نو به شکلی دیگر برایتان می‌سازد.

7 نظر

  1. Avatar

    جالبه
    اصلا فکر نمیکردم شما ریکی ‌مارتین گوش بدید خصوصا وقتی که رسما اعلام همجنسگرایی کرد!!!
    فکر میکردم یکم درمورد انتخابهای که میکنید بیشتر فکر کنید و همه ی جوانب رو در نظر بگیرید

    • محمد امین متقی نسب

      احسان جان
      دیدگاهت برای من بیشتر از اون چیزی که فکر کنی (و ممکنه در ادامه به نظر بیاد) محترمه و حرف‌هام برای متقاعد کردن شما و هم‌اندیشانتون نیست. چون مطمئن نیستم حرف‌های من درست باشه و حرف‌های شما اشتباه. هیچوقت نبودم. درمورد هیچ چیز. نمی‌خواستم اصلا پاسخی بهت بدم. ولی راستش این ‌که گفتی جالبه و خصوصا اون سه تا علامت تعجب، نتونست جلوی من رو برای جواب دادن بهت بگیره.
      من ترجیح میدم برای قضاوت اثر یک نفر (خصوصا یک اثر هنری) زیاد بر دانستن آنچه در زندگیش گذشته یا تصمیماتی که گرفته یا اشتباهاتی که مرتکب اصرار نکنم. همینطور بر قضاوت اون شخص بر اساس آنچه در زندگیش گذشته  یا تصمیماتی که گرفته یا اشتباهاتی که مرتکب شده. اینجوری راحت‌تر می‌تونم از آثارشون لذت ببرم و همینطور خودم رو از خیلی چیزها محروم نمی‌کنم.

      کسی که خیانت کرده، ورشکسته شده یا انحرافات جنسی داره یا یتیم و بدسرپرست بزرگ شده، یا اگه مسلمون نیست و با اعتقادات من مخالفه هم می‌تونه شاهکار خلق کنه. و من هم می‌تونم ازش لذت ببرم. ما می‌ترسیم و بر اساس این ترس آدم‌ها رو از لحاظ بیولوژیکی، سایکولوژیکی، ایدئولوژیکی، اتولوژیکی، سکسولوژیکی یا استریوتایپ‌های غلط‌‌انداز اجتماعی و دینی و مذهبی از خودمون متفاوت می‌کنیم و به هر کدومشون یه برچسب می‌زنیم. در قفسی که از افکارمون ساختیم زندانی میشیم و تا ابد آدم‌هایی که بیرون از اون قفس هستند رو ، “فقط به این خاطر که با ما فرق دارند” زننده، خوار و غلط می‌دونیم. فیلتر می‌کنیم. سانسور می‌کنیم. چشم و گوش خودمون و دیگران رو می‌بندیم. چون می‌ترسیم.

      با دیدگاه شما اگر قرار باشه جلو بریم دیگه هیچ اثری از سپهری و شریعتی و بهمن فرسی و هدایت و دیگران رو نباید بخونم. فیلم‌های وودی آلن و چاپلین و مک کانهی و اِلن رو نباید ببینم و چشمم رو بر آثار فرانسیس فرانکو ببندم و موسیقی ریکی مارتین و امینم و دکتر دره یا چاوشی و امثالهم رو هم بر خودمون تحریم کنیم.

      برای من باورش سخت نیست که بسیاری از فجایع بزرگ تاریخی یا اتفاقاتی که همین امروز نظاره‌گرش هستیم نقطه‌ی آغازشون همین طرز فکر بوده.
      قفس کشیدن و مرزبندی‌های متعصبانه بین انسان‌ها… من و دیگری… ما و دیگران.
      دلیل تصوری که دنیا از ایران (بعنوان یک ت.ر.و.ر.ی.س.ت) داره بخاطر همین طرز تفکره. مشکلات ما با یهودی‌ها بخاطر همین طرز تفکر بوده. برده‌داری توی آمریکا ریشه توی همین طرز تفکر داشته. جنگ‌ جهانی دوم بخاطر آدمی با همین طرز تفکر شروع شد. ظلمی که به محمدرضا شجریان‌ها و شاملو‌ها و کیارستمی‌ها و بهروز وثوقی‌ها شد بخاطر همین طرز تفکر بود که باعث شد ما رو از دریافت افکار و هنر این مردم دریغ کرد و …خیلی از حرف‌ها رو نمیشه زد…
      نمی‌دونم. شاید شما در موضع حق باشید و حرف‌های من اشتباه باشه. بیشتر از این‌که در تلاش برای فهم صحت دیدگاه مورد نظر داشته باشم، خیلی دلم می‌خواد بدونم این دیدگاه و این عقیده از کجا شکل می‌گیره. خداوند انشالله ما رو به راه راست هدایت کنه!!!

  2. Avatar

    چقدر جالب
    سبک های موسیقی مون رو چطور باید پیدا کنیم؟

    • محمد امین متقی نسب

      پیدا کردن سبک‌های موسیقی خیلی وابسته به تجربه هست و اصولا هیچ مبنا و قانون ثابت شده‌ای نداره(حداقل من براش در نظر نمی‌گیرم) احتمالا همین الان هم بتونید یه موزیک برای وقتی که ناراحت هستید انتخاب کنید و در همین لحظه بهش گوش بدید.
      ولی پیدا کردن الگوریتم این موسیقی‌ها و ساختن سبک یکم زمان و حوصله‌ی بیشتری نیاز داره.
      نیاز به یه درک حداقلی از سبک‌های موسیقی (راک و هیپ‌هاپ و پاپ و کلاسیک و…) داره. و اگر موسیقی بدونید و با نت‌ها آشنا باشید. خیلی راحت‌تر می‌تونید موسیقی‌های مشخصی رو برای زمان‌های مشخص و حالات مشخصیتون پیدا و نشانه‌گذاری کنید 🙂

  3. Avatar

    چه خوبه آدما در خوش حال کردن خودشون تخصص داشته باشند👌
    در این صورت میتونن دیگران هم خوش حال کنن

    • Avatar

      نمیدونستم میشه یادداشت‌های قدیمی رو هم دوباره‌ پست کرد و آورد بالا!
      البته چند روز پیش هم که بعداز “آشغال‌ها …” دیدمش‌ بنظرم جدید‌ اومد و‌ نفهمیدم چرا اونجا رفته.
      به هرحال پست خیلی جالبی بود امین‌‌جان.
      حتما به پیشنهادت عمل میکنم.
      موفق باشی!

      • محمد امین متقی نسب

        سیناجان
        این یادداشت رو چند روز پیش نوشتم و منتشر کردم.
        خیلی اتفاقی دیدم تو صفحه اول نیست و متوجه شدم تاریخ اشتباهی بهش خورده بود برای انتشار و یک ماه عقب تر منتشر شده بود.
        این بود که اصلاحش کردم 🙂
        و ممنونم از این پیگیری و دقت شما که برام خیلی ارزشمنده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *